خبرنگار،رسالت ،غم نان و...!
*لاله انگورج تقوی
در دنیای روبه پیشرفت امروزه نقش رسانه ها در تبادل اطلاعات و گسترش اخبار در سراسر جهان نقشی غیر قابل انکار و فراموش نشدنی است.
در این بین خبرنگاران به عنوان سردمداران این حرکت جهانی نیز بازیگران نقش اول هستند.
افرادی که با وجود مشقات بسیار و گاه طاقت فرسا به این مهم دست زده و وارد گودی شدند که حریفشان نه تنها نا آشنا بلکه ثانیه به ثانیه در حال تغییر شکل است.
بی شک در هجوم اطلاعات و اخبار تازه و متنوع و گوناگونی که در بخش های مختلف اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،علمی و...به گوش و چشم میرسد تنها کسی که به چشم نمی آید همین خبرنگار است!
اما 17 مرداد فرصتی است تا حتی اگر به تظاهر ، یادی از این قشر شود و لحظه ای هرچند محدود به درد و دل آنان گوش داده شود.
دردو دلی که این روزها بغضی فروخورده از دنیای خبرنگاران است.
خبرنگاران به عنوان چشم بینا و گوش شنوای جامعه رسالت و وظیفه ای خطیر و والا برعهده داشته که این وظیفه آنان را در برابر بسیاری از شرایط و اتفاقات پاسخگو می نماید.
به راستی چه چیز از این موضوع با اهمیت تر که امین مردم باشی ؟
رسالت این قشر رسالتی عظیم و با اهمیت است.اهمیت ان در پاره ای آنقدر نمود می یابد که گاه خود خبرنگار به عنوان یک شخص،یک سرپرست خانواده،یک مسئول زندگی و یک انسان حقیقی به فراموشی سپرده می شود.
مردم و مسئولین گاه که نه در بیشتر موارد یادشان می رود که این خبرنگار قبل از اینکه خبرنگار باشد یک انسان با تمامی احتیاجات مادی و معنوی یک انسان است!!
گاه یادشان می رود که خبرنگاری هر چند مقدس، اما یک شغل است و در کنار تمامی مشاغل جامعه کسب درآمد باید اولین اولویت ان باشد.
این موضوع که همه تو را به عنوان سنگ صبور و زبان گویا و محرم دل پندارند بسیار زیباست،اما با غم نان چه کنیم؟!!
نمیخواهم این مقاله دیباچه درد اور زندگی واقعی خبرنگاران باشد،نه! اما گفتنی های بسیاری وجود دارد که سخن از انان شاید تنها در روز خبرنگار جواز چاپ و بیان به ان داده شود!
به راستی در این روز گار که حتی معمولی ترین مشاغل راندمان و برنامه های مدون و مخصوص به خود دارند چرا هیچ کس از جمله خود خبرنگاران به فکر خویش نیستند؟ آیا کسی نسبت به حساسیت این حرفه شک دارد؟ که اگر اینطور است جهانی را برای یک روز تصور کند که خبرنگاری قلم نزند .به راستی در ان روز جهان چگونه خواهد بود؟
حساسیت و تاثیر بالای خبرنگاری بر کسی پوشیده نیست اما این موضوع تاکنون سبب ساز ایجاد پشتیبانی برای خبرنگاران نشده است.در سالهای اخیر اهمیت و جایگاه این حرفه شاید بیش از گذشته نمود یافته است اما حرکت های موثر برای بالابردن جایگاه های حقوقی و حرفه ای آن اندک و ناچیز بوده است.
در کنار ناملایماتی که گاه از سوی مسئولین و حتی در پاره ای مردم به این قشر وارد می آید راه و رسم تعامل با این قشر نیز شناخته نشده و آموزش داده نشده است.
خبرنگاران برای انجام رسالت خود در برخی موارد نیازمند تعامل مسئولین هستند،اما جای بسی تاسف است که در بعضی ادارات هنوز هم جایگاهی به عنوان روابط عمومی تعریف نشده باقی مانده و خبرنگار مرجعی برای ورود به آن دستگاه ندارد!
گاه برخی از مسئولین به جای اینکه از خبرنگار و رسالت اطلاع رسانی وی به عنوان پل ارتباطی و تنویر افکار عمومی و حتی گزارش عملکرد های خود استفاده نمایند ،خبرنگار را به عنوان مزاحم پنداشته و در سالجاری شاهد برخورد زننده برخی از مسئولین با این قشر بوده ایم.
کشوری که داعیه توسعه یافتگی دارد بایستی به خبرنگار به عنوان یک اهرم حیاتی نگاه کند. اهرمی که برای بالا بردن سطح و ارتقاء جایگاه آن کشور به مراتب بیش از باقی مولفه هاست.
اما بی انصافی است در این بین از مسئولین که به درستی با خبرنگار و رسالت آنان آشنا هستند یاد شنود. این تعداد هرچند محدود اما حضورشان موجب دلگرمی این قشر است.
در ورای تمامی این گفته ها آنچه که حتی در این مقاله نیز به فراموشی سپرده می شود غم نان خبرنگاران است!
تقدس این شغل آنقدر بالاست که من نیز نمی توانم در چنین روزی از غم نان سخن بگویم!غم نانی که غمی بزرگ در دل خبرنگاران است.
نبود تشکل های انسجام یافته و انجمن های خبرنگاری در اغلب شهر های کشور و حتی به صورت کارامد در سطح کشور یکی از بزرگترین مشکلات این شغل محسوب می شود.شغلی که به لحاظ سختی کار در ردیف مشاغل پرخطر چون کار در معدن جای گرفته آیا به اندازه نیمی از توجه به مشاغل پرخطر را برای خود دیده است؟
در سالجاری با انهلال خانه مطبوعات گامی به عقب رفته ایم!مشکلات موجود هرچند اگر به پویایی خبرنگاران کمک نمی نمود اما دل را به وجود یک تشکل خوش می کرد!!
چند وقت اخیر با ایجاد تسهیلات بیمه ای برای خبرنگاران آنهم با شرایط خاص سعی شده تا قدری در وضعیت زندگی انان تحول ایجاد شود، اما این مسکن های موقت هم تا وقتی اثرگذار خواهد بود که به صورت جامع عمل نماید!
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی امور خبرنگاران در کنار کمیته های نظارتی بر امور آنان بایستی به احتیاجات این قشر بیشتر توجه نماید ،زیرا امنیت شغلی مسئله ای است که این روزها بیش از وضعیت معیشت نیازمند توجه است.
برای نگاشتن تمامی لایه های زندگی یک خبرنگاری که در شبانه روز فرصتی برای اندیشیدن به خود و کارهای خود ندارد فرصتی لازم است که نه تنها صفحات محدود روزنامه ها و نشریات دیگر بلکه قلم یک خبرنگار هم که از نزدیک با این لایه های تو در تو آشناست عاجز است!
این شغل مقدس که حتی از سوی خانواده های این قشر نکوهیده می شود آنقدر برایمان عزیز است که بیش دردنامه خود را برملا ننماییم.
به این موضوع افتخار می کنیم که بتوانیم حتی به صورت محدود زبان گویا و چشم بینای مردم شریفی باشم که اگر به زندگی مان توجهی ندارند حداقل ما را سنگ صبور خود می دانند. سنگ صبورهایی که نیازمند سنگ صبور اند!!
همکاران و همراهان عزیز روزتان مبارک، سربلند و سلامت باشید.


